آیین سیاسی جمهوری کندو
اما حکومت در اینجا نیرومند نیست ، زندگی افراد نیز تامین نیست ... ( مترلینگ . دنیای زنبور عسل )
مترلینگ برای کندو روحی متصور می شود که ارگان عشق است و نظم دهنده به بسیاری از امور اداری کشور کندو . در عین حال از تزلزل حکومت و نبودن امنیت اجتماعی نیز سخن می راند . هر چند که بسیاری از جنبه های زندگی ، رفتار ، ناهنجاری ها و مجهولات زنبوران عسل در زمانی که او می زیست کشف نشده بود اما حق با مترلینگ بود و هست . در اجتماع کندو مانند بسیاری از اجتماعات نا امنی ، آشوب طلبی ، اخلال گری و تهدید وجود دارد در صورتی که کنترل نشوند اجتماع کلنی به سوی نابودی پیش خواهد رفت .
((اما در شهر عسل عشقبازی زنبوران ماده حرام است برای اینکه به درجه کمال برسند این حق بزرگ را از آنها سلب کرده اند .مترلینگ))
با همین اصل شروع می کنیم : تحقیقات نشان می دهند که حتی در کلنی های قوی ملکه دار هستند زنبوران کارگری که آشوب گری می کنند . به طور میانگین حداقل یک درصد زنبوران کارگر در کلنی تخم گذاری می کنند .
حال به علل فیزیولوژی تخمدانها رشد می کنند و کارگر شروع به تخم گذاری می کند یا به علل تکاملی کارگران برای بدست آوردن سود ژنی بیشتر از طریق بکر زایی و تولید پسر که 100 % ژن مادر را می پراکنند . با این اوصاف این آشوب توسط عده ای دیگر کنترل می شود . . چه با توجیه فیزیولوژی که فرمون آرواره ای ملکه در کلنی پخش است و اجازه تفریخ به سایر تخم ها را نمی دهد و یا فرمونی که تخم بکر از خودش ترشح می کند ، توسط سایر کارگران آن تخم حذف می شود یا توجیه تکامای که سایر زنبوران پرستار برایشان صرفه ژنی ندارد که بخواهند پسر خواهر نا تنی خود را پرستاری کنند در نتیجه ان را از بین می برند . مهم این است که اخلال گر و خلل ایجاد شده کنترل می شود . حال با کنترل فیزیولوژیکی و یا با کنترل تکاملی که ناشی از نوعی بخل ورزی و عدم توجه به عده ای از خویشاوندان است . عده ای بر این باورند که زنبوران پلیس مسئول نظم بخشی به این نوع استراتژی های خودخواهانه هستند اما به نظر می رسد ایین سیاسی کندو عمومی متناسب با روند کلنی که بین تمام زنبوران عمومیت دارد و روش مناسبی در کنترل نا امنی های داخلی می باشند . یعنی پلیس های امنیتی داخلی که مسئولیت ایجاد آرامش در قلمرو اختصاصی خود را دارند . حال با روشی بورژوا یا حتی در داخل کندو و رفتاری بولشویک .
در اواخر سال زنبورداری همزمان با شروع فصول سرما کلنی تصفیه ای خونین و حذف سفیران ژن را در پی دارد . از لحاظ فیزیولوژی زنبوران نر در آن موقع قادر به جفت گیری نیستند چون فصل جفت گیری گذشته ، پس منابع اقتصادی کندو را تلف می کند . کلنی نیازی به آنها ندارد پس وجود آنها لزومی ندارد . از لحاظ تکاملی سفیران ژن دیگر قادر نیستند منابع ژنی را بپراکنند پس سرمایه گذاری برای ادامه لزومی ندارد . راه حل اخراج محترمانه (بورژوا) یا تصفیه خونین (بولشویک) است . آئین سیاسی کندو حتی در برابر ملکه نیز اعمال می شود . ملکه هدف و غایت یک کلنی نیست بلکه وسیله ای است برای رسیدن به هدف پس از قوانین کندو مجزا نیست و یا فوق قانون نیست .ملکه ای که پیر شده باشد ، دچار نا هنجاری های غیر عفونی است ، باکره ای که تعلل در جفت گیری می کند ، ملکه ای که بیماری دارد آئین سیاسی تبصره هایی را برای شان در نظر می گیرد .
ملکه پیر شده دچار بچه دهی می شود یا حذف می شود و ملکه جدید پرورش داده می شود هر دو برخورد بورژواست . باکره تعلل کننده با هجوم برخورد کارگرا برای تشویق و اصرار به انجام پرواز جفت گیری مواجه می شود . رفتاری بورژوا . در نا هنجاری های یا بیماری ها اغلب سعی می شود چنانچه روند رو به جلو کلنی مختل شود به صورت کامل بورژوازی با ملکه برخورد می شود .
اغلب رفتار با ملکه های خودی رفتاری است کاملاًبورژوازی . حال می توان کا ملاًاین گفته مترلینگ را نقد و نقض کرد که ((روح کندو در کجا قرار دارد ؟ اما می دانیم که روح کندو و مادر تنها ارگان عشق کندو است)).
مادر مولد کندو نه تنها فرا قانون نیست بلکه روح کندو نیز نیست و در هیچ جز از قوانین جمهوری کندو نمی توان نظری رادیکال نسبت به موقعیت استراتژیک وی داشت و تصورات پارانوئیدی از وی دور است !